سلام به همگی
مدتها بود یک آپ درست و حسابی نکرده بودم
شرمنده
اما حالا با دست پر اومدم


با یک سبد بزرگ پر از خبرهای جدید
خبر های ناب و دست اول
خوب حالا اول بگم دلم برای همتون تنگ شده بود وممنون از شماهایی که تو این
مدت منو فراموش نکرده بودید و برام کامنت گذاشته بودید
دیگه.... آها از روزی که از ایران رفتم کلی اتفاقات ریز و درشت برام افتاده
که بعضی هاشون خوب و بعضی ......
اول می رم سر خوباشون .... رفتم سر کار
توی یک مدرسه خصوصی به عنوان استاد کامپیوتر و مسئول اینترنت استخدام شدم
خیلی عالیه ..... اولش سخت بود .... محیط جدید ، آدمای جدید ، حتی لهجه های
نا آشنا .... اما کم کم عادت کردم
طوری که حالا اگه روز یکی از همکارام و نبینم مثل مالیخولیایی ها می شم
و اتفاق بعدی ..... همزمان با سر کار رفتنم .....بزرگترین اتفاق زندگیم افتاد
اتفاقی که شاید برای هر کسی جالب و هیجانی باشد و مسیر زندگیم به کلی
تغییر کرد !
یک آدم جدید به زندگی خصوصیم وارد شد و شد مهمترین فرد تو زندگیم
... کسی که هرگز تا چند ماه پیش ندیده بودمش و حتی نمی شناختمش
حالا شده نامزدم
تعجب نکنید چون خودم هم تا مدتها مات بودم
چون خیلی زود و سریع این اتفاق افتاد
حالا از این به بعد می خوام توی این وبلاگ خاطرات دوران نامزدیم ، قهرها ،
آشتی ها ، احساسات و چیزهایی که شاید برای همه جالب باشه رو بنویسم
ازتون می خوام کمکم کنید
بهم بگید که دوست دارید من چی بنویسم ؟
توی پست بعدی می خوام کمی از عشقم بگم
اینکه کی هست ؟ چی کارست؟ چه طوری با هم آشنا شدیم ؟و...........
برام دعا کنید