|

سلام به همه ی عاشقان
این شعری که گذاشتم اینجا بهترین شعریه که من تا حالا خوندم و شنیدم
امیدوارم شما هم خوشتون بیاد
تقدیم به عشقم : سالار تمام پسرها 
-گوته: وصال کشنده عشق است
سیطره عشق
خوب من !
تمام اندیشه من
تصمیم فرداست
و همه ی نگاهم
در انتظار همت دستهای توست
تا گلهای احساس راازباغچه ی قلبم بچینند
کاش فرصتی تا رفتن بود
تا در سکوت
به سکوت مبهم نگاهت فکر می کردم
تا قصه ای ازصداقت عشق را
تفسیرکنم
عشق من!
دستمالی پرازگریه ازدیارخاطره هایم
برایت ارمغان می دهم
تا اشکهای نا امیدی را ازنگاهت بزدایی
و صادقانه درنگاهم لبخند بزنی
محبوبم !
حریم عشق تورا
چگونه پاس دارم؟
تا تورا درخرمن عشق خویش دوست تردارم
برای من که بهار
فصل زیبای شکفتن است
و پاییز که
سر مطلع رویشهاست
دوست من!
برای دوست داشتن
و دوست شدن
زمان پدیده نیست
مهم کشش است
و پایداری
و برای تحکیم دیوار دوستی
باید خشتهای پخته ی محبت را به هم پیوست
تا
تا حتی بلاهای مصیبت زای سرنوشت
نیز
تخریبگر نباشند
غمگسارم!
من سواری خسته ازدیارغربتم
توشه ام کیسه ی اوهام است
مره دریاب
اما خویشتن را فراموش مکن
با گریستنم گریه کن
اما خنده را ازیاد مبر
منم اکنون درفضای آرزوها
با بالهای شکسته ی خیال پرمیزنم
اگردراحساست رابه رویم بگشایی
نمی دانم- نمی دانم
آیا به خود اجازه خواهم داد
تا درآسمان آبی دلت پروازکنم؟
آیا می توانم همای سعا دتت باشم؟
همدردم!
هرگزبه عشق ظنین نشده ام
اما دیریست به تقدیری که لحظه هارا درخود میشکند
می اندیشم
وبه دل شکستگانی که ازبند زمان رها می شوند
بی آنکه احساس آزادی بکنند
مهربان من!
غباراندوه را از لحظه های امیدواری بزدای
وآنگاه که از روزنه ی عشق
به فردا می نگری
خویشتن را درجنگل احساسم گم مکن
بگذاردر تمام فاصله های خیال
چون دو مصرع یک بیت خلاصه شویم
و
برای آن بزرگ مرد شهرغرب بنویسیم
-وصال کشنده ی عشق نیست-
جاودانگی ... از شکوه عشق است
و وصال - آغازیست برسیطره عشق -



|