تبليغاتX
******~~~افسونگر تنها~~~******
******~~~افسونگر تنها~~~******

##چشمه فراموش شده##


اینروزا بد جوری خلوتم... نمی دونم چمه؟

اینروزا فراری ام... از خودم... از تو... از همه!

کار من تمومه حتی... نمی خوام دیگه تو رو

دیگه دست خودته می خوای بمون... می خوای برو

بذار تا نفرت از این ثانیه رو داد بزنم

بذار مرگ و با همین حنجره... فریاد بزنم

تا کجا کلاغ قصه ها به خونش نرسید؟

تا به کی کبوتر ترانه... توی قفسه؟

بیا خونه رو یه بار سهم همین کلاغه کن

قفس و بشکن و این دنیارو... صد طلاقه کن

به خدا مقصریم ...زندگی یه زنده کشه

می گی عاشق بمونم...؟ برو بابا دلت خوشه

 

شنبه 31 شهریور1386 توسط پریسا |

سلام

سلام به همه اونایی که به من لطف دارن

به همه ی اونایی که میان و نظر می دن و با نظراشون به من گرمی بودن می بخشن

راستش امروز ....نه .... امشب می خواستم یه چیزی بگم

یه چیزی که شاید برای خیلی ها آرزو باشه اما برای من ......سخته......درده.......مصیبته

حالا حتما می گید چی هست این درد و مصیبت؟

رفتن از ایران

آره این درد منه........رفتن از کشور رویاهام

کشور آرزوهام

کشور دوستام و دوست داشتنی هام

من دارم از ایران می رم

شاید برا همیشه ........شاید هم برا مدتی نا معلوم....

و این درد منه........

کمه؟

نه.......... برای من زیاده.......خیلی زیاد......

اما یه چیزه مهم تر اینکه.......

این وبلاگ تعطیل نمیشه .......هرگز

من بازم می نویسم

شاید متفاوت تر.......اما می نویسم

راستش تصمیم گرفتم از این به بعد توی این وبلاگ اتفاقاتی که برام می افته رو بنویسم

اتفاقاتی که خوب یا بد بودن غربت و از زبون من بیان می کنه

نمی دونم تا چه اندازه برای بیان خاطراتم توانا خواهم بود

از همه ی شما هایی که به من همیشه لطف دارید می خوام که با نظراتتون منو راهنمایی کنید

بگید که من باید چه چیزایی رو از اون ور براتون بنویسم که احتمالا براتون جالب باشه.....

من منتظر بیان نظرات قشنگتون هستم که همیشه مشوق من بوده.......

آها ..حتما می پرسید کی؟........کی خواهم رفت ؟

به همین زودی .........شاید به 20 روز نکشه

تا اونروز بازم آپ می کنم ها........

اما بعد از رفتنم احتمالا نتونم تا یه مدتی که جا بیفتم آپ کنم......

قول می دم کوتاه باشه .....یعنی به یه ماه نکشه

پس منتظرم.....

فدای همتون.............پریسا هانی...

چهارشنبه 28 شهریور1386 توسط پریسا |

مهر بینوایان

   

                                          سخنان استاد:

 

 ۹-مهر بینوایان

پروردگارا...بربینوایان مهرآور

و ایشان رااز سنگدلی سرمای شدید

در پناه خویش گیر

و پیکر برهنه ایشان را

با دستان بخشنده ات فرو پوشان

و بر یتیمان خفته در آلونک ها

نگاهی ازسرمهرافکن.

که نزدیک است ازسرما ازپای درآیند.

 و بشنو...ندای بیوه زنانی را

که در خیابان ها میان چنگال سرما و مرگ ایستاده اند

پروردگارا...دست مهربان خویش رابرسرثروتمندان کش

و چشم بینایی شان را بگشا.

تا گرسنگی ناتوانان و ستم دیدگان را توانند دید.

مهربانا...در این شب تاریک

بر گرسنگان ایستاده بر درگاه تو دل بسوزان

و غریبان را به خانه ای گرم رهنمون شو

و بر غربت شان رحم آور...!

 

دوشنبه 26 شهریور1386 توسط پریسا |

سخنان استاد:

۸-بردگان

به کاخ ها و همایش گاهها و معبدها و پرستش گاهها درآمده و دیده ام که:

       کارگران بردگان بازرگانان...!

        و بازرگانان بردگان لشکریان...!

           و لشکریان بردگان فرماندهان...!

              و فرماندهان بردگان پادشاهان...!

                     و پادشاهان بردگان کاهنان.....!

                              و کاهنان بردگان بتان اند...!

                                    و بتان مشتی خاکند......!

که اهریمنان آنان راآب زده و بر فراز پشته ای از مردگان استوار آمده اند.

 

یکشنبه 25 شهریور1386 توسط پریسا |

جوان عاشق

سخنان استاد:

۷- جوانی و مهرجویی

جوانی درسپیده دم زندگی در خانه ای دور افتاده پشت میزش نشسته بود.

دمی از میان پنجره به آسمان می نگریست که با ستارگان چشمک زن

نقطه چین شده بود و دمی دیگر به تابلویی دردستش که نقش

دختری جوان بود چشم می دوخت. خطوط و رنگهای

تابلو شایسته کار یک استاد بودند.آنها در پندار

جوان بازتافته و رازهای جهان و رمز

جاودانگی را براوگشودند

تابلوی زن

جوان را به خود خواند

و همان دم چشم های او را به گوش

تبدیل کرد به گونه ای که زبان ارواح درحال

پروازدرفضای اتاقش را دریابد .دل

جوان از مهر به هم آمد. بدین

ساعت ها چنان گذشتند

که گویی تنها

یک دم رویایی زیبا یا

چون سالی در یک زندگی جاودانه

بوده اند. آنگاه آن جوان تابلو را در پیش رو

نهاد و احساس های دلش را اینگونه روی گاغذ روان

ساخت: " دلبندم راستی بزرگی که از طبیعت پیشی می گیرد

نمی تواند با زبان آدمی از جانی به جان دیگرانتقال داده شود.راستی

برای آنکه مایه درونی اش را به جانهای مهرورزرساند خاموشی را بر می گزیند

می دانم که خاموشی شب باارزش ترین پیام رسان میان دودل است

زیرا خاموشی پیام مهر را دربرگرفته و نغمه های ستایش

دلهامان را سازمی کند .همان گونه که خداوند جانهای

مارا زندانی تن هایمان ساخته مهر نیزمرا

زندانی کلمه ها و سخن ها ساخته

است. " اوه دلبندم

می گویند مهر دردل آدمی

زبانه ای است که همه چیزرا

به کام خود می کشدمن نخستین دیدارمان

می دانستم که تورا روزگاری دراز بوده

می شناختم و هنگام بدرود گفتن

آگاه بودم که هیچ نیرویی

توان از هم دور

نگه داشتن مان را ندارد

"نخستین نگاه تو بر من به راستی

نخستین نگاه نبود ساعت دیداردلهامان باور

جاودانگی و نامیرایی روح را در من استوار کرد

در چنین دمی طبیعت از کسی که خود را ستم دیده می پندارد

حجاب برگرفته و دادمندی همیشگی خود را بر او آشکارمی کند."به

یاد می آوری دلبندم آن جویی را که کنارش نشسته و بریکدیگر چشم دوختیم؟

آیا می دانی که در آن دم چشمهایت به من گفتند که مهرتو ازدلسوزی

که از داد زاده شده است؟ و من اکنون می توانم خود و جهانیان

را آواز دردهم که هدیه های فراآمده ازمهرازدهش های

سرچشمه گرفته از بخشندگی بسیار بزرگترند.

و نیز می توانم بگویم که عشقی که

زاده دلسوزی است به آب-

های ایستاده مرداب

می ماند .

دلدارم اینک دربرابر

خویش زندگی ای را گسترده

می بینم که می توانم آن را چهره ای

شکوهمند وزیبا بخشم - زندگی ای که با

نخستین دیدارمان آغازشد وبرای

همیشه پایدارخواهد ماند.

برای همیشه.

زیرا می دانستم که در

دستهای تو بوده که نیروهای

خداداده ام می بایست ازهمه رو به آشکار

در آمده ودر سخنان و کردار بزرگم نمود پیدا کنند

درست همان گونه که خورشید گل های خوشبوی باغ را

به زندگی می کشاند. بدین گونه ... عشقی که به تو دارم...جاودانه

پابر جا خواهد ماند. آنگاه جوان برخاست و آرام و ارج گزارانه این سو

و آن سو گام برداشت و در همین حال دیدگانش از میان پنجره به

ماه افتاد که داشت از افق بالا می آمد و گستره بی پایان

آسمان را از پرتوهای دل پذیرش آکنده می ساخت

آنگاه پشت میزش بازگشت و نوشت :

" دلدارم ... مرا ببخش که با تو

چون کس دیگری سخن

گفتم . زیرا تو

همان نیمه ی دیگر

زیبای منی...! همو که از

زمانی که ازدستان پاک خداوند بر

آمدیم ... کم داشته ام

مرا ببخش...!

دلدارم!

پنجشنبه 22 شهریور1386 توسط پریسا |



من در ابتدا می خوام کمی از خودم بگم
من پریسا متولد16/66.10هستم
و این وبلاگ و باز کردم تا
حرفایی که
هیچ وقت فرصت گفتنشو نداشتم بگم
مطالب این وبلاگ بیشتر دست نوشته های استاد بزرگ ( جبران خلیل جبران ) است و بعضی از دل نوشته های خودم
امیدوارم شمایی که وبلاگ منو می خونید خوشتون بیاد
تقدیم
به: زهره و مشتری گمشده ام
به: ستاره ی غروب کرده ام
به: محراب دلم
به: عبادتگاه جانم
به: خورشید و ماهی که از آسمان عمرم رو به مغرب نهاد

www.honey@blogfa.com

* کلبه عشق......"سارا جون" *
* من و تو ......."احسان جون" *
* دوری و دوستی."عقیل جون" *
*نياز هاي خود را در اينترنت در اين وب پيدا کنيد..........(آقا بهروز)*
*عزیز هروی ..(دوست جدیدم) *
*با عشق تا ابد... (وحيد عزيز )*
* پسرک تنها (مسافر غریب) *
* کیانوش........................! *
*عشق بچگی قشنگ تره نه؟ *
* نادیا جون.....................! *
* آغاز کسی باش که پایان تو باشد*
* دوستت دارم تا بینهایت *
* بابا حبیب..................! *
* گورستان عشق..........! *
* موندن هرگز...خداحافظ....! *
*آریا و ندا.......................! *
* الفبای عشق...............! *
* عاشق دل سوخته...... *
* یه ذره دوستم داشته باش *
* سعید اس تی به خدمت میرود*
* فاصله .......................! *
*Emrah سلطان (شبنم جون)*
* رایگانت ..................! *
* ته تغاری (نازی نازی نازنین)*
* کلبه تنهايی من ...........! *
* پادشاه عاشقان..........! *
* نانسی عجرم ..........! *
* کهکشان دل..............! *
* خانم خوشکلا(نازنین جان) *
* آرام جون ..............! *
ایستگاه چت...(چت روم جوانان
عکس....عکس........عکس های باحال
*پنجره ای برای بیان احساسات و دیدگاه های دختری از افغانستان
* پایگاه دانلود و آموزش و عکس *
* دوستداران .نانسی عجرم *
*كامران نجف زاده عزيز..........*
* شيرين ترين عاشقانه هاي زندگي*
*مجله اينترنتي ايرانيان.........*
* كلبه عشق................*
* خدا و عشق- ما هنوز هستيم *
*بهزاد محمدي...( سلطان قلبم) *
*قالبهاي رايگان و عاشقانه كلبه عشق 2
* بانوي ناشا . اشا ..............*
*وبلاگ طرفداران مهناز افشار...*
*نيلوفر دنياي من (رضا ريوار عزيز)*
* desktop girls ...............*
* عکسهای زیبا.................*
* محسن چاوشی .............*
* کتاب غم ..........(بنیامین عزیز)*
*عیسی نجات دهنده عالم *
قالب وبلاگ

ناگفته های ما

RSS 2.0

قالب و كدهاي جاوا

Designed By ParsTheme

قالب و كدهاي جاوا > < > dariushkamani.blogfa.com