|
درون سینه ام
تلی ازواژه های خیس
کوچه ی بی بن بست شعررا
وفریادمی زنند
وسوگ نوشته هامان
آشتی شکوفه وتگرگ را
به فال نیک می گیرند
تادوباره بهار
به سرزمین دلهامان برگردد.
بدان
سوگ نوشته هایی
که گلوی خواندن ندارند
می پوسندبردوش زمان
آنگاه درگذرگاه سکوت
دستهای نیازجاده
مارابه راهی می برد
که بازگشت
آرزویی ست
|